
امروز فکر کنم سه شنبه ۲۰ دی ماههاللن ساعت حدود ۹ شبهمن اتاق بچه ها یاسمین رو خوابوندم و محسنوودلآرام اون اتاق دارم باهم صحبت میکننی لحظه متوجه صحبت کردن اونا شدم و خیلی برام دلچسب بوددلآرامی که تا دوماه پیش در حد کلمه و اونم کلمات ساخگی صحبت میکرد و تقریبادفقط من میفهمیدم منظورشو الان خیلی عالی صحبت میکنهالبته هنوز کلی جا داره اما این جالبه که تمام تلاشش رو میکنه دقیق و درست از کلمات استفاده کنهقبلنا ب زهرا میگفت نانی الان میگه نانی نهههه زهرامانی نههه اورا (یعتی نووورا)بعد دوسالو نیمگی دلآرام و...
ادامه مطلب