وای خدای من
باورم نمیشه که فقط 3 روز تا 6 ماهو نیمگیت فاصله داریم
کی شش ماهه شدی عشق مامان
و چه زود نصف 7 ماهگیت تموم شد
این زود گذشتن شاید اولین دلیلش خوب شدن حال روز تو باشه
اینکه ماشاءالله دیگه بزرگ شدی
راحت پی پی میکنی
بیشتر با خودت سرگرم میشی
گریه هات کمتر شده و بیشتر آگاهی نسبت ب اوضاع اطرافت
شبا راحتتر میخوابی چون تووو روز کلی تلاش کردی اشیا رو دنبال کردی
کلی غلت زدیو خسته تر شدی
جون مامان شش ماهگیت که اوج شیرینی هر نوزادیه گذشت و من دلم بابتش گرفته
دلم میخواست تمام لحظه هاش رو میبوسیدم
حیف که گذشت فقط ازین موضوع خوشحالم که این گذشتن ها هرچند تلخ اما لذتهای بیشتری مثل راه رفتنت، حرف زدنت، مو درآوردن و... رو در پی خودش داره که من مشتاق لمس کردنشونم
عشق مامان
خیلی این روزا عزیزتر شدی
خیلی چهره معصوم و مهربونی داری
خنده هات خیلی شیرینه خیلی
گریه هات خیلی از روی متانت، با اینکه نوزادی اما جیغ و داد راه نمیندازم
اگه چیزی ناراحتت کنه عین آدم بزرگا میزنی زیر گریه
کولی بازی در نمیاری، ی جور که همه دلشون میسوزه برات
فدات بشم
الان ی وجبی من روو و تخت دراز کشیدی و خوابیدی
چهرت تووو خواب خیلی نازو معصوم تر میشه
فدات بشم عشق من
شش ماهگیت پر از تغییرات چشمگیر بود
بعدش مثل حرفه ای ها ملق میزدی
اشیا رو با دوتا دستت روو و هوا میقاپی از جمله خوردنیارو از دهن کسی که بغلشی
هم خندهای از ته دلت ب هر بهونه شروع شدن
وقتی اسمتو صدا کنیم برمیگردی
دوست داری منو بابا کنارت باشیم اگه باشیم خودت با عروسکاس مشغول میشی انگار حس امنیت میکنی
حدود 3 دقیقه بی تکیه گاه میشینی
هنوز نتونستی بخزی و برا هرچی بخوای غلت میزنی سریع بهش برسی
صبا که بیدار میشی آنقدر آواز میخونی و با دستات ور میری که من بیدار بشم اگه محلت ندم
با دستت میزنی روو و لبام پشتمون میکنم موهامو میکشی
عاشق لوس شدنی وقتی با لبام زیر گردنت قلقلک میدم خودتو رها میکنی میذاری باهات بازی کنم
چون مامان دیروز بابا برات ی دستبند طلا خرید
باید برم دستم درد گرفته
آخرین روزای بهمن ماهه آخرین سال کاری...ما را در سایت آخرین روزای بهمن ماهه آخرین سال کاری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 67