الان اداره پشت میزمم
کار توو گروه پژوهشی حس خوبی بهم نمیده اصلا
خیلی حس بدی دارم
اما چند وقته قول دادم اصلا راجع بهش صحبتی نکنم
امروز 13 آبان دوشنبه یکم سرد
اولین روزی بود که اومدم اداره و مطمن بودم که باردارم و ان شاءالله بزوری از اینجا راحت میشم
دیروز بعد اداره رفتم بیمارستان خاتم که تراکم استخوان و آزمایش خونی که مامان داده بودو ازشون بگیرم
عصر که رسیدم خونه روز 35 پریودم بود و هنوز پریود نشده بودم
البته یه کوچولو دردشو حس میکنم اما نه اونجور که بندازتم
رسیدم خونه سریع رفتم بی بی چکی که خیلی وقت بود محسن اشتباهی به جای تست تخمک خریده بودو توو کشو مونده بودو برداشتمو
با اینکه گفته بودن اول صبح تست بهتر جواب میده رفتم سرویس و تستو انجام دادم
مثبت بود
یه حال واقعا عجیبی داشتم
حال سرگیجه و اینکه مدام هی سوال میومد به ذهنم
و هی میگفتم یعنی کارم درست بوده یا نه
محسن قراره دندونپزشکی داشت و خونه نبود
یه چای گذاشتمو وسایل کوکو سبزی رو از فریزر بیرون گذاشتم تا یخش باز بشه
خودم رفتم توو اتاق روو مبل و یه چند دقیقه ای فقط به بی بی چک خیره شده بودم
اذان مغرب رو داده بودن
آماده شدم نماز خودندمو بعدشم یه 2 رکعت نماز شکر بابت نعمتی که نصیبمون شده
آخرین روزای بهمن ماهه آخرین سال کاری...ما را در سایت آخرین روزای بهمن ماهه آخرین سال کاری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88